أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
418
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
سورة الزّلزال مدنيّة و هى ثمانى آيات بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ [ سوره الزلزلة ( 99 ) : آيات 1 تا 8 ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها ( 1 ) وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها ( 2 ) وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها ( 3 ) يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها ( 4 ) بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى لَها ( 5 ) يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِيُرَوْا أَعْمالَهُمْ ( 6 ) فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ ( 7 ) وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ ( 8 ) سورة الزلزال اين سوره مدنى است بقول ابن عبّاس و مكّى است بقول ضحّاك ، و هشت آيت است « 1 » . از امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام روايت است از پدرانش از امير المؤمنين على عليه السّلام از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه : هر كه اين سوره را چهار بار بخواند چنان باشد كه جملهء قرآن ختم كرده باشد . حقّ تعالى در اين سوره ذكر قيامت كرد و بعضى از أحوال و أهوال وى ؛ گفت : ياد كن اى محمّد وقتى را و روزى را كه در آن وقت و روز بجنبانند زمين را جنبانيدنى مخصوص ؛ بر وجهى كه حكمت و مشيّت حقّ مقتضى « 2 » آن باشد بر خلاف جنبانيدن معهود كه آن جنبانيدنى باشد كه همهء جهان از آن خراب گردد جنبانيدنى نباشد خاصّ ببعضى زمين بلكه همهء زمين را باشد بر عموم ، و بيرون آرد زمين از شكم خود آنچه در اندرون وى باشد از گنجها و مردگان ، و آدمى گويد : چيست اين زمين را ؟ و چه افتاده است كه چنين مضطرب و متزلزل گشته است كه هرچه در شكم دارد بيرون مىاندازد ؟ ! و مراد به اين انسان كافر است كه گفتار كافران اين باشد و گفتار مؤمنان اينكه : هذا ما وعد الرّحمن و صدق المرسلون .
--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « اين سوره مدنى است در قول عبد اللّه عبّاس ؛ ضحّاك گفت : مكّى است ، هشت آيت است در عدد كوفيان و نه در عدد بصريان ، سى و پنج كلمت است ، و صد و شصت و نه حرف است » . ( 2 ) - در نسخهء قديم و غالب نسخ ديگر : « موجب » .